کاربرد عایق های الکتریکی در صنعت برق


اصولاً قسمتهاي عايق ماشينهاي الكتريكي، ترانسفورماتور ها، خطوط هوايي و غيره به صورتي طراحي مي شود كه بتوانند به طور مداوم تحت ولتاژ معيني كاركرده و ضمناً قدرت تحمل ضربه هاي ولتاژ را در لحظات كوتاه داشته باشند. هر نوع تغييرات ناگهاني و شديد در شرايط كاري شبكه، موجب ظهور جهشها يا پالسهاي ولتاژ مي شود. براي مثالمي توان اضافه ولتاژ هاي ناشي از قطع و يا وصل بارهاي زياد به طور يكجا ، جريانهاي اتصال كوتاه ، تغيير ناگهاني مدار و غيره رانام برد. رعد و برق نيز هنگامي كه روي خطوط شبكه تخليه شود، باعث ايجاد پالسهاي فشار قوي با دامنه زياد و زمان كم مي شود.

لذا عايق هاي موجوددر ماشينهاي الكتريكي و تجهيزات فشار قوي بايد از نظر استقامت در مقابل اين نوع پالسها نيز طبقه بندي شده و مشخص شوند. عايقهاي الكتريكي با گذشت زمان نيز در اثر آلودگي و جذب رطوبت فاسد شده و خاصيت خود را از دست مي دهند. در مهندسي برق سطوح مختلفي از مقاومت عايقي تعريف شده است كه هر كدام بايستي در مقابل ولتاژ معيني استقامت نمايند. (ولتاژ دائمي و ولتاژ لحظه اي هر كدام به طور جداگانه مشخص مي شوند)و البته طبيعي است كه ازدياد ولتاژ بيشتر از حد مجاز روي عايق باعث شكست آن مي شود. در عمل دو نوع شكست براي عايق ها مي توان باز شناخت ،حرارتي و الكتريكي.

زماني كه عايق تحت ولتاژ قرار دارد، حرارت ناشي از تلفات دي الكتريكي مي توان باعث شكست حرارتي شود. بايد توجه نمود كه افزايش درجه حرارت باعث كاهش مقاومت اهمي عايق و نتيجتاً افزايش تصاعدي درجه حرارت آن خواهد شد. خلاصه اينكه عدم توازن بين حرارت ايجاد شده در عايق با انچه كه به محيط اطراف دفع مي نمايد، موجب افزايش درجه حرارت آن شده و اين پروسه تا زمانيكه عايق كاملاً شكسته شده و به يك هادي الكتريسته در آيد ، ادامه مي بايد.

شكست الكتريكي در عايق ها به دليل تجزيه ذرات ان در اثر اعمال ميدان الكتريكي نيز صورت مي گيرد.

با توجه به آنچه گذشت، عايقهاي الكتريكي عموماً در معرض عواملي قرار دارند كه باعث مي شود در ولتاژ نامي نيز حالت نرمال خود را از دست بدهند. لذا در انتخاب عايقها، عايق با كلاس بالاتر انتخاب مي شود . اندازه گيريهاي مختلفي كه جهت شناسايي نواقص موجود در عايق ها انجام مي گيرند عبارتند از :

اندازه گيري مقاومت D.C عايق يا جريان نشتي آن، تلفات دي الكتريك، ظرفيت خازني عايق ، توزيع ولتاژ در عايق، دشارژهاي جزئي در عايق و ميزان پارازيتهاي حاصل از آن و تست استقامت الكتريكي عايق . تعيين ميزان و تلفات يك عايق ومقايسه آن با مقادير اوليه، معيار خوبي براي ارزيابي وضعيت آن مي باشد. اصولاً افزايش تلفات در عايق هاي جامد ناشي از جذب رطوبت و در روغن ها به دليل افزايش در صد آب يا آلودگيهاي ديگر درآن مي باشد.

بايد دانست كه مقدار تلفاتي كه در مورد يك ترانس اندازه گيري مي شود، جمع تلفات روغن و ايزولاسيون جامد سيم پيچ بوده و هرگاه تلفات عايق يك ترانس از مقدار مجاز تجاوز نمايد، ابتدا بايد روغن را به طور جداگانه مورد آزمايش قرار داد تا بتوان وضعيت ايزولاسيون سيم پيچي را ارزيابي نمود.

با توجه به انكه با تعيين مقدار تلفات به طور مطلق و بدون در نظر گرفتن ابعاد فيزيكي و جنس عايق نمي توان قضاوت صحيحي در مورد ان به عمل آورد ، بهترين پارامتري كه مي تواند وضعيت ايزولاسيون را مشخص نمايد نسبت مولفه اكتيو به راكتيو جريان نشتي عايق مي باشد . با اندازه گيري ظرفيت تلفات عايق مي توان وضعيت ان را از نظر استقامت حرارتي ، ميزان رطوبت جذب شده و عمر عايق ارزيابي نمود .

تجربه نشان داده است كه در موارد زير خطر اتصال كوتاه در ايزولاسيون تجهيزات الكتريكي كه مستقيماً به فساد عايق مربوط باشد ، وجود ندارد :

الف : وقتيكه ايزولاسيون داراي ضريب تلفات عايق ثابتي است و با مروز زمان افزايش نمي يابد .

ب: وقتيكه ضريب تلفات عايق روغن بوشينگ دژنكتورهاي روغني كه مستقيماً روي كليد اندازه گيري شده است ، بدون توجه به اندازه گيري قبلي در حد استاندارد باشد .

با اندازه گيري ظرفيت خازني ايزولاسيون تجهيزات الكتريكي در دوفركانس و يا دو درجه حرارت مختلف مي توان اطلاعاتي مشابه با نتيجه تست تلفات دي الكتريك از وضعيت عايق بدست آورد .

وجه تمايز تست ظرفيت خازني در دو فركانس مختلف با دستگاههايي كه جهت همين كار ساخته شده اند در اين است كه در هر درجه حرارتي قابل انجام بوده و احتياجي به گرم كردن ترانس و يا تجهيزات ديگر نيست و به همين جهت پرسنل را از حمل و نقل دستگاهها و ادوات نسبتاً سنگين كه براي گرمايش بكار مي روند بي نياز مي سازد . در اين روش اساس كار بر اين اصل مبتني است كه ظرفيت خازن با تغيير فركانس تغيير مي نمايد . تجربه نشان داده است كه در مورد ايزولاسيون سيم پيچ هايي كه آب زيادي به خود جذب نموده اند نسبت بين ظرفيت خازني در فركانسهاي 2 و 50 هرتز حدود دو بوده و در مورد ايزولاسيون خشك اين نسبت حدود يك خواهد بود .

اندازه گيري فوق معمولاً بين سيم پيچ هر يك از فازها و بدنه در حالتيكه بقيه سيم پيچ ها نيز ارت شده اند انجام مي گيرد . دقيقترين روش براي بررسي نتايج بدست امده در هر آزمايش مقايسه آن با مقادير كارخانهاي و يا تستاي مشابه قبلي مي باشد كه البته در اين عمل بايد ارقام بر اساس يك درجه حرارت واحد اصلاح شد باشند . چنانچه مقايسه فوق به عللي تحقيق پذير نباشد ، مي توان به بعضي از اتسانداردهايي كه در اين زمينه موجود است مراجعه نمود . براي مثال پس از انجام تعميرات ، ميزان مقاومت D.C عايق نبايد كاهش بيش از 40 در صد (براي ترانس 110 كيلو ولت به بالا 30 در صد ) ، نسبت ظرفيت خازن در فركانس 2 هرتز به ظرفيت خازن در فركانس 50 هرتز افزايش بيش از ده درصد و ضريب تلفات عايق افزايش بيش از 30 در صد نسبت به نتايج قبل از تعميرات را نشان بدهند .

دردرجه حرارتهاي 10 و 20 درجه سانتيگراد نسبت ظرفيت خازن در فركانس 2 هرتز به ظرفيت خازن در فركانس 50 هرتز بايد به ترتيب مقاديري حدود 2/1 و 3/1 را داشته باشند .

اضافه گرمايش مجاز در هاديهاي تجهيزات الكتريكي روشن است كه عبور جريان نامي به طور مداوئم در هاديهاي الكتريكي موجب گر شدن آنها و ايزولاسيون مجاورشان مي شوند . اين پديده عاملي است كه محدوديت اساسي را براي باردهي تجهيزات الكتريكي بوجود مي آورد . براساس استاندارد هاي معتبر ، حداكثر درجه حرارت مجاز در انواع مواد عايقي بين 90 تا 180 درجه سانتيگراد معين شده است .

درمورادي كه قسمتهاي حامل جريان و يا قطعات فلزي بدون جريان تجهيزات ، در تماي با عايق ها نباشند ، اضافه دماهاي زيادتري مجاز دانسته شده است . در مورد هر ماشين الكتريكي ، حد مجاز براي افزايش درجه محيط تعيين مي شود كه اصولاً به نوع مواد عايقي موجود در آن بستگي دارد ولي به خاطر پاراكترهاي مختلفي كه در اين زمينه دخالت دارند درجه حرارت مجاز از طريق آزمايشهاي ويژه اي كه در شرايط بار نامي صورت مي گيرد مشخص مي شود .

در ماشينهاي الكتريكي كه با گازها خنك كي شوند ،جريان نامي بر اساس ماكزيمم حرارتي كه گاز خنك كننده قادر به دفع آن است تعيين مي شود و اصولاً بكارانداختن ماشين در شرايطي خارج از محدوده فوق به جز دو موارد استثنايي كه مي توان ان را براي مدت كوتاهي تحت اضافه بار قرار داد به هيچ وجه مجاز نمي باشد .

لازم به ذكر است كه شرايط اضافه بار معمولاً در مدارك فني ماشين ثبت شده است . درجه حرارت مجاز در مورد ترانسفورماتورها بر اين اساس مشخص مي شود كه ايزولاسيون سيم پيچها بايد 20 تا 25 سال عمر مفيد داشته باشد ،بدين منظور درمناطقي كه درجه حرارت محيط به 35 درجه سانتيگراد مي رسد ، اضافه سيم پيچهاي ترانس (اضافه بر دماي محيط ) نبايد از 70 درجه سانتيگراد تجاوز نمايد . (غالباً ترانس ها را براي كار در شرايط 35 درجه سانتيگراد حرارت مي سازند .)

بنابراين ماكزيمم دماي مجاز سيمپيچ ترانس براي كار دائم دراين مناطق عبارت است از 105 درجه سانتيگراد. در اين شرايط مي توان ترانس را به طور مداوم تحت بار نامي قرار داد ،بدون انكه كاهشي درعمرمفيد آن بوجود آيد . لازمه ذكر است كه يك عايق وقتي تحت دماي مجاز كار كند، قادر به ارائه عمر مفيد خود بوده  و به همان نسبتي كه در دماي افزون بر حد مجاز قرار گيرد (چه از نظر حرارت و چه از نظرزمان ) از عمر مفيد آن كاسته خواهد شد.

با توجه به اين مطلب و همچنين با توجه به اينكه عملاً درجع رحارت محيط هم در طول روز و هم در طول سال تغيير مينمايد ، عمر ايزولاسيون و در نتيجه عمر مفيد ترانس بستگي به درجه حرارت ميانگين ساليانه محيط و نوع بهره برداري از ترانس خواهد داشت. در استاندارد هاي معتبر دماي ماكزيمم مجاز براي ترانسهاي قدرت با توجه به تغييرات روزانه دما و ماينگين درجه حرارت ساليانه محيط تدوين شده است . به علاوه همين استانداردها ماكزيمم افزايش درجه حرارت مجاز براي لايه بالايي روغن در مخزن ترانس نسبت به دماي محيط را نيز 60 درجه سانتيگراد تعيين نموده است . بنابراين اگر دماي محيط 35 درجه سانتيگارد باشد ، ماكزيمم دماي مجاز روغن (كه توسط ترمومتر در بالاي ترانس اندازه گيري مي شود ) عبارت است از 95 درجه سانتيگراد .

با اين درجه حارت روغن و شرايط محيط عملاً سيم پيچ ها تا 105 درجه سانتيگراد گرم مي شوند . البته 95 درجه سانتيگراد حرارت روغن مربوط به ترانس هايي است كه با سيستم روغن تحت سيركولاسيون (به كمك پمپ) وهواي تحت فشار (OFAF) خنك مي شوند . دماي هواي خنك كننده در مورد ماشينهاي الكتريكي مستقيماً درمحلهاي ورود و خروج هوا اندازه گيري مي شود . اين ماشينها مجهز به ترمومترهاي جيوه اي روي ماشين و يا دماسنجهايي ترمورزيستوري هستند كه ترمورييستورهاي مربوط در جلوي فن در دو طرف ماشين جا سازي مي شود . در ماشينهايي كه با گاز هيدورژن خنك مي شوند درجه حارت گاز به عنوان يك قاعده مورد توافق در مهندسي برق توسط ترموريزستوري كه در مسير جريان هيدروژن سرد به داخل ماشين قرار دارد ، اندازه گيري مي شود . ماشينهاي كوچكي كه با فن سر خود خنك كي شوند نيز مجهز به ترمومتر هستند .

براي به حداقل رساندن تلفات حرارتي در ياتاقانها و پيشگيري از صدمه ديدن يا به اصطلاح ياتاقان زدن ،‌درجه حرارت روغن و پوسته ياتاقان ماشينهاي الكتريكي بايد مورد كنترلدقيق و مداوم قرار گيرد . يكي از مشخصات اصلي روغني كه در ياتاقانها بكار مي رود چسبندگي آن است كه به شدت با درجه حرارت تغيير مي كند . لذا دماي اين روغنها بايد بين 40 تا 80 درجه سانتيگراد باشد . در مناطقي كه ميانگين درجه حرارت روزانه محيط كمتر از 35 درجه سانتيگراد است ، مي توان ميزان بار تجهيزات الكتريكي را تا 20 در صد افزايش داد ، ولي بايد توجه داشت كه به هر حال دماي قسمتهاي مختلف آن از مقاديري كه درجدول 2 مشخص شده است تجاوز ننمايد .

البته در اين موارد بايستي ميزان اضافه بار مجاز در دستورالعمل هاي كتبي در اختيار اپراتور قرارگيرد . بر عكس در مناطقي نيز كه درجه حرارت محيط از 35 درجه سانتيگراد بالاتر مي رود ، بايد بار نامي طبق دستورالعمل كارخانه سازنده كاهش داده شود .

ژنراتورهاي سنكرون:

تغييرات ولتاژ در ترمينالهاي ژنراتور هاي سنكرون به ميزان 5/0 +تثيري درقدرت نامي نخواه داشت ،ولي در صورتيكه همين تغييرات از 5 % تجاوز نمايد جريان بار را نيز بايد براي هر حالت خاص در مقداري كه به كمك تست و يا محاسبه قابل حصول است معين نمود ، البته در هر حال نبايد قدرت خروجي بيش از مقدار نامي شود .

افزايش بيش از 5% در ولتاژ ماشين موجب افزايش تلفات آهني و نتيجتاً افزايش درجه حرارت خواهد شد كه براي پيشگيري از آن بايد بار خروجي را به ميزان مناسب كاهش داد و نيز اگر ولتاژ نامي از ترمينالهاي ژنراتور بيش از 5% كاهش يابد ، مي توان با افزودن جريان بار (جريان استاتور)قدرت ظاهري ماشين را به مقدار نامي نزديك نمود .

ولي به هر حال بايد توجه داشت كه اضافه جريان مجاز در استاتور فقط 5% و اضافه ولتاژ مجاز فقط 10% مقدار نامي باشد . ژنراتورها عموماً براي كار در ولتاژهاي 15/3 ، 3/6 ، 5/10 ، 8/13 ، 75/15 ، 18 . 20 . 24 كيلو ولت و ضريب توان هاي 8/0 . 85/0 ، 9/0 و درجه حرارت مايع و يا گاز خنك كننده در 40 درجه سانتيگراد ساخته مي شوند . (كندانسورها فقط با ولتاژهاي 3/6 . 75/15 كيلو ولت طراحي مي شوند).

aiegh

البته روشن است كه ولتاژهاي كم براي ماشينهاي با ظرفيت كمتر و ولتاژهاي بالا براي ماشينهاي با ظرفيت بالاتر انتخابمي شوند .

براي ازولاسيون سيم پيچ استاتور ژنراتورها معمولاً عايق كلاس B به كار مي رود كه از جنس ميكل بوده  و روي ان با قير معدني و كاغذهاي مخصوص باضريب هدايت بالا آغشته به گلسيرين فتاليت پوشانده مي شود .

در عمل ابتدا سيم پيچ را تحت شرايط خلاء كاملاً خشك و گرم كرده و سپس عايق داغ را روي آن تزريق مي نمايند . امروزه در ماشينهاي مدرن و با ظرفيت بالا از ايزولاسيون مقاومتريكه عمدتاً از رزين (اپوكسي) تشكيل شده و در دماي 150 تا 160 درجه سانتيگراد كاملاً بهصورت منجمد باقي مي ماند استفاده مي كنند . برتري اين نوع ايزولاسيون رد اين است كه در اضافه دماي شرايط كاري استحكام خود را از دست نمي دهد .

 براي پيشگري از ايجاد پديده كرونا درماشينهاي با ولتاژ 10 كيلو ولت به بالا معمولاً روي عايق بين باسبارها و شيار استاتوررا با لايه اي از ماده نيمه هادي (فروس آسبست و غيره) مي پوشانند . براي سيم پيچ روتور نيز غالباً از عايق كلاس B كه با استفاده از عمليات حرارتي در محل فرم مي گيرد استفاده مي شود . براي اين منظور ، ابتدا هاديها را با مكانيك سخت غلافي شكل مي پوشانند و روي ان را با شارلاك و يا گلسيرين فتاليت ماليده و مجموعه رادر حاليكه تحت فشار قرار دارد به روش الكتريكي گرم مي نمايند . بدين ترتيب ماده يكنواختي بوجود مي آيد .

كنترل درجه حرارت قسمتهاي مختلف ژنراتورها از اهميت ويژه اي برخوردار است . در اين رابطه بايد نكات زير را مورد توجه قرار داد :

الف ) دماي سيم پيچ استاتور به كمك ترمورزيستوري كه بين باسبارها در شيار و يا در سربندي كلافها قرار دارد ، اندازه گيري شده و دماي بدنه استاتور نيز توسط ترمورزيستور واقع در كف شيار كنترل مي شود . دماي سيم پيچ روتور نيز به كمك تست مقاومت اهمي سيم پيچ مشخص مي گردد .

ب ) درجه حرارت سيم پيچ استاتور و روتور نبايد به ترتيب از مقادير120و 130 درجه سانتيگراد تجاوز نمايد و به تعبير ديگر افزايش دماي مجاز براي قسمتهاي فوق نسبت به دماي نرمال يك گاز خنك كننده (40 درجه سانتيگراد) به ترتيب 80 و 90 درجه سانتيگراد مي باشد . اگر در ايزولاسيون سيم پيچ استاتور تركيباتي از قير بكار رفته باشد ، ماكزيمم درجه حرارت مجاز به 105 درجه سانتيگراد كاهس مي يابد .

سيستم تحريك ژنراتورها معمولاً به صورتي طراحي مي شود كه بتواند براي مدت كوتاهي ولتاژ خود را به 3/1 تا 5/3 برابر مقدار نامي افزايش دهد . اين شرايط براي لحظاتي كه شبكه تحت اتصال كوتاه قرار دارد مورد نياز مي باشد . علاوه براين سيسصتم تحريك بايد مجهز به كنترل اتوماتيك باشد تا ولتاژ ترمينالهاي ژنراتور را علي رغم تغييرات سطح ولتاژ ، ميزان بار و ضريب توان درشبكه قدرت به طور اتوماتيك در مقادير مورد نظرتثبيت نمايد . امروزه كليه ماشينهاي سنكرون مدرن داراي سيستم ويژه اي جهت كنترل اتوماتيك تحريك مي باشند .

اين سيستم بايد به طور مداوم وصل بوده و به هيچ وجه حتي در موقع قطع و يا زمان راه اندازي ماشين نيز نبايد آن را از مدار خارج نمود و پرسنل بهره بردار براي انجام كارهاي خود حق ايجاد هيچگونه تغيير و يا اختلالي در اين سيستم را ندارد . در خلال اتصال كوتاههايي كه در شبكه قدرترخ مي دهد معمولاً افت ولتاژ شديدي بروز مي نمايد . در چنين حالتي ژنراتورهابايد با افزايش سريع در نيروي الكتروموتوري خود ضمن  تثبيت ولتاژ در ترمينالهاي ژنراتور بار راكتيو مورد نياز شبكه را تامين نموده ومانع پيدايش عدم تعادل در ان بشوند .

اين عمل به طور اتوماتيك و توسط سيستمي موسوم به سيستم فورسينگ صوت مي گيرد كه ولتاژ اكسايتر را به طور آني تا مقدار ماكزيمم خود افزايش مي دهد . البته اين اضافه بار براي ژنراتور و سيستم تحريك آن بيش از يك دقيقه قابل تحمل نبوده و پس از ان ماشين به طور اتوماتيك به وضعيت نرمال خود برگشت خواهد نمود .

aiegh haie elec

راه اندازي مجدد موتورها پس از برگشت ولتاژ:

در موارد زيادي ممكن است ولتاژ شبكه به طورموقت افت نموده و يا كاملاً قطع و مجدداً به حالت اوليه برگشتنمايد . در چنين حالتي سرعت موتورهاي الكتريكي نيز تناسب به حالت اوليه برگشت نمايد . در چنين حالتي سرعت موتورهاي الكتريكي نيز متناسب با افت ولتاژ كاهش خواهد يافت . اصولاً مدتي كه از زمان قطع ولتاژ از روييك موتور تا ايستادن كامل آن به طول مي انجامد ، به پريود استپ موتور شهرت داشته و در مورد مكانيزمهاي مختلف ممكن است از چند ثانيه تا چند ده ثانيه طول بكشد . اگر مدت زمان كاهش ولتاژ و يا قطع موقت برق شبكه از تاخير زماني رله هاي حفاظت ولتاژ پايين باس كمتر باشد ، در اين خلال مدار موتور قطع نشده و پس از برگشت ولتاژ به حالت اوليه پديده اي كه اصطلاحاً به راه اندازي مجدد موسوم است به وقوع مي پيوندد . بدينترتيب هر چه فاصله زماني كاهش ولتاژ كوتاهتر باشد به همان ميزان نيز راه اندازي مجدد راحتتر صورت مي گيرد . د رراه اندازي مجدد نيز جريان مصرفي سيستم چند برابر مقدار نامي مي شود كه در اينصورت اگر كليه موتورهاي منشعب از يك باس بخواهند همگي با هم از حالت قطع راه اندازي مجدد شوند، جريان مصرفي به اندازه مجموع جريانهاي راه اندازي موتورها بوده و افت ولتاژ شديدي را ايجاد مي كندكه باعث تحريك رله هاي اضافه بار شده و عمل راه اندازي را غيرممكن مي سازد. لذا اگر راه اندازي جمعي موتورها غير قابل انجام باشد ،بايد تدابيري انديشيد كه ابتدا موتورهايي كه نقش حياتي دارند راه اندازي شوند و سپس بقيه مصرف كننده ها بكار بيفتند.

موتورهاي اصلي واحد معمولاً به كمك حفاظت ولتاژ كم كه عموماً در 30 در صد افت ولتاژ و يا تاخير يك تا دو ثانيه عمل مي كند از شبكه جدا مي شوند.

زمان لازم براي عملكرد خود رله هاي حفاظتي نيز مجموعاً حدود 5/0 ثانيه است . بنابراين در تعويض با سبارها موقعي مي توان از راه اندازي مجدد الكتروموتورهاي اساسي واحد اطمينان حاصل نمود كه مدت عمل تعويض از 5/2 ثانيه تجاوز ننمايد .

به هر حال عدم استفاده از راه اندازي مجدد الكتروموتورها موجب بروزاختلالات پي در پي در پروسه توليد واحد مي شود .

لازم به ذكر است كه در مكانيزمهايي كه با همان اينرسي ثابت كار مي كنند كاهش ولتاژ موتور تا 80 در صد و در مورد پمپها و فنها تا 65 در صد مقدار نامي نيز براي مدت محدودي اشكال اساسي در ادامه كار سيستم بوجود آورد .

در اينجا بهتر است وضعيت ويژه موتور سنكرون د رراه اندازي مجدد نيز مورد اشاره واقع شود .

پس از قطع ولتاژ شبكه و زماني كه موتور سنكرون تحت تاثير ممان اينرسي به دوران خود ادامه مي دهد موتور به ژنراتور تبديل شده و در زماني حدود 3/0 الي 4/0 ثانيه ولتاژي در ترمينالهاي آن ظاهر ميس شود كه 180 درجه با ولتاژ اوليه اختلاف فاز خواهد داشت .

به همين جهت پس از برگشت وضعيت شبكه به حالت عادي تفاضيل دو ولتاژ كه 6/1 تا 8/1 برابر مقدار نامي است كه روي مدارهاي ارتباطي موتور قرار گرفته و جريان راه اندازي را به ميزان قابل ملاحظه اي افزايش خواهد داد .

لذا در بررسي شرايط راه اندازي مجدد سنكرون و همچنين نقطه تنظيم رله هاي حفاظتي آن پديده فوق را نبايد از نظر دور داشت .

نكاتي كه در امر نگهداري موتورهاي تحت سرويس بايد مورد توجه پرسنل مسئول قرار گيرد، عبارتند از:

كنترل جريان مصرفي موتور تا از مقدار ماكزيمم مجاز تجاوز ننمايد، چك كردن درجه حرارت و ويبراسيون موتور به كمك دست و يا دستگاه اندازه گيري ،كنترل سطح روغن و كيفيت آن در ياتاقانها، مراقبت از جاروبكها در موتورهايDC . تميز كردن سطوح خارجي موتور ،روغنكاري ياتاقانها.

در هر پروسه راه اندازي ،استارت موتورهاي القايي، بيش از دو مرتبه براي حالت سرد و بيش از يك مرتبه براي حالت گرم مجاز نمي باشد.

زيرا استارتهاي متوالي موجب اضافه دماي روتور و تغيير شكل روتور قفسه سنجابي و همچنين انبساط هاي حرارتي شديد هاديها و تركيدن ايزولاسيونهاي استاتور خواهد شد.

فاصله دو استارت متوالي مجاز 5/0 الي يك ساعت در نظر گرفته مي شود كه البته موارد اضطراري و همچنين مكانيزمهايي كه زمان راه اندازي آنها خاص مي باشد (نظير rachet پمپ و غيره  از اعده فوق مستثني هستند .

اپراتورمسئول بايستي توجه داشته باشد كه در هنگام كار موتور ، روغن در ياتاقانهاي روغني ، بايد با سرعت معيني در گردش بوده و كم شدن سرعت گردش يا توقف آن مبين آن است كه روغنكاري به ميزان كافي صورتنگرفته و ياتاقان در معرض افزايش درجه حرارت و آسيب ديدگي قرار دارد . (معمولاً در موتورها گردش روغن از روزنه اي روي ياتاقان قابل روئت است) و نيز اگرسرعت جريان روغن بيش از اندازه بوده و يا سطح آن پايين برود ممكن است قطرات روغن در حال تراوش به بيرون باشد .

سطوح خارجي موتور را همواره بايد خشك و تميز نگهداشت و نبايد از نظر دور داشت كه ورود روغن به داخل موتور و روي سيم پيچ ، خالي از ضرر نمي باشد . لقي محور موتوري كه داراي ياتاقان روغني است اصولاً در شرايط بي باري اندازه گيري شده و در انتهاي محور نبايد از 2 تا 4 ميليمتر تجاوز نمايد .

البته اگر قرار باشد از كوپلينگ هيدروليكي روي موتور استفاده شود . اين ميزان را مي توان مقداري اضافه نمود .

درشرايط كار معمولي روغن ياتاقانها را بايد هر سال دو مرتبه تعويض نمود و البته اصولاً هر وقت رنگ روغن تيره شود يا بوي سوختگي از آن متصاعد گردد و يا وجود ذرات ناخالصي در ان به حدي مشهود شود كه بين دو انگشت نيز قابل لمس باشد بايد روغن را تعويض نمود .

هنگام تعويض روغن ابتدا بايد منافذ و مجراهاي روغن در ياتاقان را با نفت سفيد شستشو داده و پس از تميز كردن وخشك نمودن آن به كمك كمپرسور هوا ، روغن جديد را مورد استفاده قرار داد . ضمناً ياتاقانهاي بلبرينگي و بوشي نيز حداقل شش ماه يكبار بايستي بازرسي و گريس كاري شوند . تعميرات اساسي الكتروموتورهايي كه درشرايط نامساعد كار مي كنند براي اولين بار يك سال پس از شورع به كار و در دفعات بعدي هر دو تا سه سال يكبار بايد صورت پذيرد . در حاليكه زمن تعميرات اساسي موتورهايي كه دروضعيت جوي نرمال كاركرده و يا داراي سيستم تهويه مدار بسته هستند با توجه به شرايط ويژه خودشان مشخص مي شود .

تعميرات دوره اي موتورهاي با ظرفيت متوسط و بزرگ اصولاً همراه با مكانيزم مربوطه و هر يك سال يك بار انجام مي شود .

تعميرات اساسي موتور شامل پياده كردن كامل وخارج نمودن روتورآن ، بازرسي و چك كردن وضعيت استاتورو روتور و تميز كردن انها ، تعويض بابيت ياتاقانها ، تعويض بلبرينگ ها ، تعمير تجهيزات مربوط به مدارات فرمان و كنترل ، تميز نمودن و تعمير سيستم كولينگ وانجام تستهاي متداول روي آن مي باشد .

تعميرات دوره اي عبارتند از : تميز كردن موتور به كمك كمپرسورها ،تعويض كامل و يا اضافه نمودن گريس در بلبرينگها ، تميز نمودن و تعويض روغن ياتاقنهاي روغني ، چك نمودن مدارات و تجهيزات فرمان ، كنترل و حفاظت موتور، اندازه گيري مقاومت عايق و غيره. تست استقامت الكتريكي روي ايزولاسيون سيم پيچهاي استاتورنسبت به بدنه كه اصولاً در مورد موتورهاي با ظرفيت 40 كيلووات به بالا صورت گرفته و براي هر فاز به طور جداگانه، در حاليكه دو فاز ديگر مشتركاً زمين شدهاند انجام مي گيرد. ولتاژ تستس به استثنا موتورهايي كه تجديد سيم پيچي شدهاند، به مقدار ولتاژ نامي آنها بستگي داشته و براي موتورهاي با ولتاژ 400 ولت 15/1كيلو ولت مي باشد (براي موتورهاي باولتاژهاي 500ولت ، 660 ولت ، 3600 ولت و 10كيلو ولت به ترتيب 7/16، 10، 5 ،1 كيلو ولت و به مدت يك دقيقه مي باشد).

ضمناً فركانس اين تست همان فركانس صنعتي يعني 50 هرتز درنظر گرفته مي شود . تستس استقامت الكتريكي ايزولاسيون رئوستاي مدار روتور با 1000 ولت متناوب و به مدت يك دقيق انجام مي گيرد .

تعيين ويبراسيون موتور معمولاً با اندازه اي فاصله عمودي بين ماكزيمم مثبت ومنفي منحني نوسانات (پيك – پيك) مشخص شده و به ميليمتر بيان مي شود .

اين پارامتر بوسيله دستگاههاي بخوصي قابل تست بوده و مقدار آن در سرعتهاي 1000و 1500و 3000و750 دور دردقيقه به ترتيب نبايد از 05/0 و1/0 و13/0 و16/0 ميليمتر تجاوز نمايد .

شرايط غير نرمال دركار موتورهاي و نحوه رفع عيب در آنها:

به لحاظ اينكه موتورهاي الكتريكي جز تجهيزات اساسي  حساس مي باشند ،عيوب و نقايصي كه در انها بروزمي كند بايد سريعاً شناسايي و بر طرف گردند .

به همين جهت ذيلاً بعضي از معايب بسيار متداول موتورها و نحوه رفع آنها مختصراً توضيح داده شده است .

1-هنگام راه اندازي يك الكتروموتور اگر جهت گردش آنمعكوس باشد بايد جاي دو فاز مختلف را روي ترمينال عوض نمود .

2- اگر موتوري كه استارت مي شود به حركت در امده ولي توليد صداي غير معمول بنمايد و يا با سرعتي كمتر از مقدار ادي به گردش درآيد ممكن الست در اثر يكي از علل زير باشد :

الف ) قطع يكي از فازهاي استاتور كه اغلب در اثر سوختن يك فيوز يا اشكال در كليد اتوماتيك و يا قطعي در داخل خود موتور به وجود آمده و در برخي موارد نيز ممكن است يك فاز شبكه قطع شده و تعداد زيادي از مصرف كنندها منجمله موتورها را دو فاز نمايد .

ب ) قطعي يا ضعيف شدن كنتالكت در مدار سيم پيچ روتور (ضعيف شدن اتصالات جوشي در بين قسمتهاي مختلف هاديها و رينگهاي انتهايي در موتورهاي قفسه سنجابي و قطع مدار رئوستا يا معيوب شدن جاروبكها در موتور هاي با روتور سيم پيچي شده).

بايد دانست كه اگر موتور در حال كار باشد ضعيف شدن اتصالات مدار روتور ، با نوسان عقربه آمپر متر استاتور مشخص شدهو اگر ساكن باشد در موقع استارت به سرعت نرمال خود نخواهد رسيد .

ج) ممكن است خود موتور و يا مكانيزمي كه با ان كوپل شده استداراي گير مكانيكي باشد .

د) اشتباه بودن اتصال فازهاي استاتور مثلاً ستاره به جاي مثلث و يا معكوس بودن يك فاز در اتصال ستاره .

3- اگر موقع استارت و يا در خلال كار در فاصله هوايي يك الكتروموتور دود و جرقه مشاده شود به احتمال قريب عدم تقارن محوري موجب برخورد روتورو استاتور شده است كه اين عدم تقارن نيز ممكن است در اثر ناموزون بودن خود روتور و يا تنظيم غير صحيح ياتاقان باشد .

البته در مورادي هم جرقه و دود ، ناشي از سوختن ناخالصيهاي موجود در هواي خنك كننده مي باشد .

4- اگر بلافاصله پس از استارت موتور ، رله حفاظت بار زياد و يا جريان زياد ان عمل كند احتمال دارد كه در اثر يكي از دو علت زير باشد :

الف) وجود اتصال كوتاه دركابل تغذيه و يا خود الكتروموتور

ب) نقطه تنظيم رله جريان زياد ، پايين تر از حد لازم بوده و يا زميان تاخير رله بار زياد ،‌بسيار كم است .

 به هر حال موتور معيوب بايد سريعاً از مدار قطع شده و در موتور سيستمهاي اصلي وحياتي ، موتور رزرو به جاي آن وارد مدار شود . موتوري كه با عملكرد رله اتصال كوتاه و يا اضافه بار قطع شده است ، بايد به دقت مورد بررسي و عيب يابي قرار گرفته و پس از رفع عيب ، فقط با اجازه كتبي سرپرست فني مربوط مي توان آن را مجدداً تحت سرويس قرار داد .

مع هذا اگر در تجهيزات اساسي ، موتوري به علت عملكرد در ارائه بار زياد در حاليكه واحد رزرو آن نيز قابل بهره برداري نيست قطع شود ، پس از بازرسي اوليه و رفع عيب احتمالي . بهخاطر پيشگيري از اختلال در كار واحد مي توان مجدداً آن را استارت نمود . در اينجا متذكر مي شود كه موتوري را كه در اثر اتصال كوتاه قطع شده است ، به هيچ وجه نبايد بدون انجام بازرسي استارت نمود و اگر دران آتش سوزي رخ دهد پس از قطع برق ، بايد از آي ،‌دي اكسيد كربن و با بروموتيل استفاده كرده و از بكار بردن فوم و يا ماسه جهت اطفاء حريق اجتناب نمود .

بهره برداري و نگهداري از ترانس ها و اتو ترانس ها:

ترانسفورماتورهايي كه در نيروگاهها و پستهاي برق بكار برده مي شوند ممكن است كاهنده و يا افزاينده ، دو سيم پيچه يا سه سيم پيچه ، تك فاز يا سه فاز باشند . اصولاً استفاده از يك ترانس سه فاز به جاي سه ترانس تكفاز با ظرفيت معادل مقرون به صرفه تر بوده و بهره برداري و تعميرات ان نيز ساده تر انجام مي پذيرد .

ولي به هر حال در موارديكه حمل يك ترانس سه فاز به محل بهره برداري مشكل بوده و يا ترانس سه فازي با ظرفيت مورد نظر وجود نداشته باشدعملاً از سه ترانس تك فاز استفادهمي نمايند .امروزه ترانسها با ولتاژهاي مختلفي تا 750 كيلو ولت و ظرفيت تا چندين صد هزار كيلو ولت آمپر نيز ساخته مي شوند .

 در حاليكه در ظرفيتهاي 10MVA به بالا علاوه بر آن از فنهاي دمنده نيز استفاده شده و رادياتورها و تانك روغن توسط وزش اجباري هوا خنك مي شوند . در بعضي موارد نيز ترانسهاي پر ظرفيت يا كولرهاي آب و يا كولرهاي هوايي طراحي مي شوند و كه در آنها روغن ترانس مرتباً در يك مدار بسته و تحت فشار از داخل كولر عبور مي نمايد .

در مواقعي كه كاهش سطح اتصال كوتاه مورد نظر باشد ترانسهاي سه سيم پيچه كه داراي دو ثانويه مشابه هستند بكابر برده مي شوند . نوع متداولي از ترانسهاي فوق كه در اغلب مراكز نيرو بكار برده مي شود ترانس سه سيم پيچه اي است با اوليه 110 يا 220 كيلو ولت و دو ثانويه مشابه با ولتاژ 6 تا 10 كيلوولت.

روغن در ترانسفورماتو هم نقش سيال خنك كننده را داشته و هم به عنوان عايق مايع جهت ايزولاسيون سيم پيچ ها نسبت به بدنه بكار مي رود و كنسرواتور يا تانك انبساط به خاطر اطمينان از پربودن ترانس، جبران فعل و انفعلات ناشي از انبساط و انقباض حرارتي روغن و هر چه كمتر كردن تماسروغنبا هوا كه موجب اكسيده شدن آن مي شود مورد استفاده قرار مي گيرد .لوله اي كه انتهاي آن توسط ورقي از جنس سبك و شكننده مسدود شدهاست در بالاي تانك ترانس تعبيه مي شود كه نقش سوپاپ اطمينان را داشته و ترانس را در مقابل افزايش بيش از حد فشار روغن محافظت مي كند.

ترانسها معمولاً با ولتاژ نامي پيم پيچهيشان مشخص مي شوند ولي بايد دانست كه در ترانس تحت بار اگر ولتاژ اوليه برابر ولتاژ نامي باشد ، ولتاژ به ميزان افت ولتاژي كه ناشي از جريان بار است از مقدار نامي خود كمتر مي شود . ترانسهاي تا 15 كيلو ولت به صورت خشك ساخته مي شوند كه فقط با جريان طبيعي هوا خنك شده و نوعي از انها با ظرفيت 1600 KVA  كه براي كار در فضاي بسته و غير حساس د رمقابل آتش سوزي طراحي شدهاند ، معمولاً جهت تغذيه مصرف داخلي در نيروگاهها ،پستها و مراكز صنعتي ديگر بار برده مي شوند .

ترانسهاي خشك در مقايسه باترانسهاي روغني ، سر و صداي زيادي توليد نمودهو بايد در اتاقهاي خشك و بدون گردو غبار و با رطوبت نسب حداكثر 85% نصب شوند و اين ترانسها معمولاً حفاظتي در مقابل پالسهاي ولتاژي جوي ندارند . ترانسهايي نيز تا ظرفيت 1000 KVA ساخته شده اند كه درآنها به جاي روغن از مايع ساوتول (مايعي ك در مقابل آتش سوزي غير حساس است ) استفاده مي شود.

البته اين ترانس ها به علت گران بودن و همچنين سمي بودن مايه ساوتولفقط در موراديكه استفاده از ترانس خشك به سبب شرايط خاص محيط و همچنين استفاده از ترانس روغني به علت حساسيتا محل نسبت به آتش سوزي مقدور نباشد ، بكار برده مي شوند . يكي از ارجحيتهاي ترانس هاي خشك يا محتوي ساوتول اين است كه مي تون ان را در همه طبقات ساختمان و در كنار مصرف كننده هاي مربوطه نصب نم.ود. در مقايسه با ترانسهاي معمولي ، اتوترانس در ولتاژ و قدرت مشابه داراي اندوكتيويته كمتري مي باشد و به همين جهت افت ولتاژ نيز در آن كمتر بوده و راندمات بالاتري خواهد داشت .

نارسائيهاي قابل توجه ترانس عبارتند از اينكه اولاً فقط در سيستمهاي زمين شده (داراي سيمنول) قابل استفاده بوده و ثانياً جريان اتصال كوتاه ان به علت اندوكتيويته پايين به مراتب از ترانسهاي معمولي مشابه بالاتر است . به تجربه ثابت شده است كه جهت كوپل نمودن دو شبكه ارت شده (داراي سيم نول) كهنسبت بين ولتاژهاي آنها نزديك دو است اقتادي ترين روش استفاده از اتوترانس مي باشد .

امروزه اتوترانس ها كاربرد وسيعي در شبكه هاي برق پيدا كرده اند و در عمل اتوترانس هايي با سيم پيچ سوم نيز وجود دارند كه به صورت مثلث بسته شده و جهت تغذيه مصارف محلي و يا اتصال به ژنراتور مورد استفاده قرار مي گيرند.

خنك كردن ترانسفورماتورها و نگهداري از سيستم هاي خنك كننده

كليه ترانس هاي روغني از نظر نوع سيستم خنك كننده به گروههايي به شرح زير تقسيم مي شوند :

الف ) خنك شدن از طريق جريان طبيعي روغن و هوا (ONAN)

ب ) خنك شدن از طريق جريان طبيعي روغن و فن (ONAF)

ج ) خنك شدن به كمك جريان تحت فشار روغن و فن (OFAF)

د) خنك شدن از طريق جريان تحت فشار روغن در كولرهاي آبي (OF ,W)

در ترانس هاي روغني ، گرمايي كه از سيم پيچها و هسته ترانس متصاعد مي شود ابتدا به روغن منتقل شده و سپس از طريق ديواره هاي تانك رادياتورها و در پوش تانك ترانس به فضاي اطراف دفع مي شود .

جريان طبيعي روغن كه در دسته اي از ترانس ها (ONAN , ONAF) سهم بزرگي در دفع حرارت دارد ، بدين صورت بوجود مي آيد كه روغن گرم در اثر كاهش وزن به طرف بالا حركت كرده و روغن خنك كه به مراتب سنگين تر است به پايين تانك ترانس منتقل مي شود . اگر ترانسي كه با جريان طبيعي روغن خنك مي شود ، در فضا مسدودنصب شود، بايد جهت خارج نمودن هواي گرم و ورودهواي خنك به داخل اين فضا تهويه مناسب پيش بيني شود . بهترين وضعيت براي چنين تهويه اي اين است كه در شرايطي كه ترانس تحت بار نامي قرار دارد ، تفاوت دماي هواي ورودي و خروجي به اتاق از 15 درجه سانتيگراد تجاوز ننمايد . در موقع كنترل درجه حارات روغن بايد توجه داشت كه در مورد ترانسهايي كه جريان طبيعي روغن و يا با فن هوا خنك مي شوند ، وقتي كه ترانس تحت بار نامي باشد دماي متوسط سيم پيچ 10 تا 15 درجه سانتيگراد بيشتراز دماي روغن در بالاي تانك مي باشد .

البته مقدار فوق درمورد ترانسهاييكه با جريان طبيعي روغن خنك مي شوند اختلاف دماي روغن در بالا و پايين تانك قابل ملاحظه بوده و كاملاً محسس است . مثلاً اگر دما در بالاي تانك 80 درجه سانتيگراد باشد در پايين حدود 35 –30 درجه سانتيگراد ودر قسمتهاي وسط حدود 70-65 درجه سانتيگراد خواهد بود .

در ترانسهاي با ظرفيت كمتر از 1 MVA معمولاً درجه حرارت روغن بوسيله ترمومترهاي جيوه اي كه روي ترانس و در طرف بوشينگهاي فشار ضعيف نصب مي شوند ، اندازه گيري شده و ترانسهاي با ظرفيت بيش از 1 MVA مجهز به ترمومترهايي هستند كه المان آنها در بالاي ترانس ودستگاه نشانده دهنده آن در پايين و حدود 5/1 متري از زمين نصب مي شوند . علاوه بر اين براي ترانس هاي با ظرفيت خيلي بالا در تابلوي كنترل نيروگاه نيز ترمومترهايي نصب مي شوند كه مستقيماً دماي روغن را نشان مي دهند .

نكتهاي كه در باردهي ترانس بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه تبادل حرارتي سيم پيچ در مقايسه با روغن كه داراي حجم زيادي است خيلي سريعتر بوده و به همين جهت در مواقع كاهش يا افزايش بار، دماي روغن با چند ساعت تاخير با وضعيت جديد منطق خواهد شد .

در ترانس هايي كه با وزش هواي تحت فشار خنك مي شوند ، معمولاً براي هر رادياتور از يك جفت فن استفاده مي شود كه غالباً توسط موتورهايي القايي از نوع قفسه سنجابي با قدرت 150 وات به حركت در مي آيند . تجربه نشان داده است كه ترانسهايي كه جريان طبيعي روغن و فن هوا (ONAF) و يا با جريان تحت فشار روغن و فن هوا (OFAF) خنك مي شوند ، د روهله اول مي توان با بار نامي به مدت 10 دقيقه و بدون بار به مدت نيم ساعت با فنهاي خاموش تحت سرويس قرار داد .

اگر پس از انقضاء مدت فوق دماي روغندر بالاي تانك در مورد ترانسهاي تا ظرفيت 250 MVA به 80 درجه سانتيگراد و در مورد ترانسهاي با ظرفيت بيش از 250 MVA به 75 درجه سانتيگراد نرسد ، مي توان را با رسيدن به اين دما ها و حداكثر به مدت يك ساعت با فنهاي خاموش تحت بار نامي نگهداشت . اگر از سيستم اتوماتيك تنظيم دما استفاده شود بايد توجه داشت كه به هر حال فنها بايد در 55 درجه سانتيگراد دما روغن و يا بلافاصله پپس از رسيدن بار به حد نامي استارت شوند . در بعضي موارد كه سطوح خارجي تانك و رادياتورهاي ترانس تكافوي دفع حرارت را به محيط اطراف نمي نمايد ، از كولرهاي آب استفاده مي شود .

در اين حالت روغن توسط يك پمپ سانتريفوژ در يك مدار بسته شامل تانك ترانس و كولر سير كوله شده وخنك مي شود .

در استفاده از كولر آبي ، روغن گرم از بالاي ترانس توسط پمپ به درون كولر هدايت شده و پس از خنك شدن و عبور از هواگير از قسمت پائين تانك وارد  ترانس مي شود.

  البته نقاط ورد و خروج روغن بايد در دو طرف يك قطر قرار گيرند تا روغن كاملاً گرم به طرف كولر رفته و راندمان سيستم افزايش يابد .

كولرهاي آبي كه  براي اين منظور بكار برده مي شوند معمولاً ا زتعداد زيادي لوله هاي باريك كه داخل يك مخزن قرار دارند تشكيل مي شوند به طوريكه آب خنك كننده از درون لوله ها عبور نموده و روغن در فضاي بين آنها جريان پيدا مي كند .

كيفيت خنك كنندگي سيستم نيز بااندازه گيري اختلاف درجه حرارت بين روغن ورودي و خروجي از ترانس ارزيابي مي شود . اگرماكزيمم درجه حرارت آب خنك كننده 25 درجه سانتيگراد باشد اختلاف دماي فوق نبايد از 10 درجه سانتيگراد كمتر بشود . پمپ روغن حتماً بايستي قبل از كولر قرار گرفته و روغن با فشاري حدود 1/0 تا 2/0 مكا پاسگال وارد كولر گردد .

د رغير اين صورت يعني وقتي كه كولر در طرف مكش پمپ قرار گيرد ، چون فشار روغن در داخل آن به قدر كافي بالا نمي رود ، وجود كوچكترين منفذ و يا لقي در اتصالات لوله هاي كويل موجب ورود آب به داخل روغن خواهد شد .

مسير لوله هاي آب كولر نسبت به ترانس و لوله هاي روغن طوري بايد ترتيب داده شود كه فشار استاتيك روغن د رمواقعه قطع اضطراري پمپ حدود 03/0 الي 05/0 مگا پاسگال از فشار آب زيادتر شود تا در صورتيكه لوله هاي كولر آسيب ديده باشند از ورودي آب به درون روغن ممانعت به عمل آيد .

كليه لوله ها و لوازم سيستم مخصوصاً در قسمت مكش پمپ بايد كاملا محكم و آب  بندي شده باشند تا از نفوذ هوا به داخل روغن پيشگيري شود ، معهذا براي جداسازي هوايي كه احتمالا در روغن وجود دارد از هواگير كه از دو منبع سيلندري شكل متحدالمركز تشكيل شده است  ، استفاده شده و اين هئاگير قبل از استفاده روغن به ترانس و در مسيرلوله نصب مي گردد ، به سبب حجم حرارتي زياد فقط در زمان كوتاهي مي توان ترانسهاي فوق را بدون وجودكولر (در مواقع قطع اضطاري ) تحت سرويس نگه داشت .

نكته ديگري كه در اين رابطه لازم به يادآوري مي باشد اين است كه براي پيشگيري از ورود آب به داخل روغن در موقع راه اندازي سيستم بايد پمپ روغن و سپس پمپ آب را روشن نموده و بالعكس هنگام قطع سيستم ابتدا بايد پمپ آب و سپس پمپ روغن خاموش شود . در ترانسهايي كه با جريان تحت فشار روغن و فن (OFAF) خنك مي شوند ، حداكثر 10 تا 15 دقيقه پس از اعمال بار نامي ، پمپ هاي روغن را بايد استارت نمود.

در حاليكه فنهاي هوا را مي توان تا رسيدن درجه حرارت روغن به حدود 45 تا 50 درجه سانتيگراد همچنان خاموش نگه داشت .

در راه اندازي ترانسهايي كه با جريان طبيعي روغن خنك مي شوند (ONAF, ONAN) سرمايه محيط هيچگونه محدوديتي ايجاد نمي كند ، در حاليكه سيستمهاي خنك كنندهاي كه در انها روغن تحت فشار پمپ (OFAF, OFAN) سير كوله مي شود را فقط تا 25- درجه دماي محيط مي توان راه اندازي نمود .

اگر ترانسفورماتوري با سيستم خنك كننده OFAF به عنوان واحد رزرو در نظر گرفته شود، تمام سيستم خنك كننده بايد در وضعيت اتوماتيك و بدون عيب آماده بهره برداري بوده و از دستي كردن بعضي قسمتها و يا تحت تعمير قرار دادن فنها و الكتروموتورها در اين خلال خود داري نمود .

اگر بخواهيم ترانسي را كه با كولر آب خنك مي شود براي مدت محدودي از مدار خارج سازيم ، شيرهاي خروجي آب و روغن آن بلافاصله بايد بسته شوند ، البته در بعضي موراد ممكن است اين عمل به طور اتوماتيك و توسط شيرهاي برقي نيز انجام گيرد ولي در صورتيكه اين نوع ترانسها براي تعميرات طولاني از مدار خارج مي شوند ، بلافاصله بايد

مطالب مرتبط با کاربرد عایق های الکتریکی در صنعت برق

ارسال نظر برای این مطلب

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.